"...دل نوشته های یک ساندویچ..."
پروردگارا : به من آرامش ده : دلیری ده : بینش ده : مرا فهم ده : *** اضافه - جات : اثر : استاد فرشچیان نام اثر : "يا رب" کی نوشته ؟؟؟؟ خب معلومه : ~~ جینگیلی ~~ (همون "جبران خلیل جبران" خودمون) ماشین نوشت ها یا به قول فرنگی ها cars tricks پدیده جالبیه که به دلیل در بر گرفتن بخشی از فرهنگ توده باید از جنبه های زبان شناختی و روان شناسی و جامعه شناسی مورد بررسی و تحقیق قرار بگیره.(قابل توجه دانشمندان این علوم) شاید زیاد دیده باشید که بر روی ماشینی نوشته شده باشه : دریای غم ساحل ندارد، بر چشم بد لعنت، بیمه ابوالفضل، بسیار سفر باید، سلطان غم مادر.... این نوشته ها دارای تنوع موضوعی فراوونیه که بیانگر احساسات درونی قشری از جامعه ماست که با شرایط کاری سخت و خاص در حال فعالیت اند. مفاهیمی چون،"شب"،"تنهایی"،"هجران"،"عشق" به همراه پند های اخلاقی با چاشنی ادبیات لمپنی ، که زاده شرایط فرهنگ لمپن پرور ماست، بیشترین نوشتهاییه که بر روی ماشینها دیده می شه. به کارگیری زبان طنز در خیلی از این نوشته ها که با مفهومی تضادمند با لحن همراه میشه هم جالبه(کاریکلماتور) بطور مثال: دریای غم اردک ندارد. زندگی نگه دار، پیاده میشم. احتیاط کن، ازدواج نکن. شد شد، نشد نشد. روی قلبم نوشتم ورود ممنوع، عشق آمد گفتم بی سوادم. ای کاش زندگی دنده عقب داشت. برای اینکه سختی نکشی باید خیلی سختی بکشی. دنیامو گم کردم، تو ندیدی؟ میخواد منو بفروشه پشت خاوری نوشته بود:دیشب خواب دیدم تریلی شدم 30 تن بار زدم. بعضی از این نوشته ها هم زیرکانه بر اساس کارایی و کاربرد خاص اون ماشینه، توجه کنید: پشت ماشین حمل آشغال : از دست روزگار ناچارم. پشت کامیون حمل جوجه : بوق نزن جوجه ها خوابند! روی کامیون حمل مرغ : ای به فدای تو همه مرغان من! پشت ماشین تخلیه چاه : نگاه نکن به کارم، محتاج روزگارم. باز هم پشت ماشین تخلیه چاه : هیچکی منو دوست نداره. ماشین نفت کش : علم بهتر است یا ثروت؟ و یا پشت کامیون حمل زباله این بیت نوشته شده بود : طعنه بر خواری من ای گل بی خار مزن/ من به پای تو نشستم که چنین خوار شدم. بعضی حرفها هم فیلسوف مابانه و پند هایی حکیمانه هستند ، بی زحمت به ماشین نوشت های زیر یه نگاه بندازید: امروز همان فردایی است که دیروز منتظرش بودی. چشم گریان، چشمه فیض خداست. دنیا محل گذره. تحمل تنهایی بهتر از گدایی محبت. به روز تنگدستی آشنا بیگانه می گردد. هرچه بعضی از انسانها را بیشتر میشناسم گرگها را بیشتر تحسین میکنم. به درویشی قناعت کن که سلطانی خطر دارد. دو چیز در دنیا ندارد صدا، ننگ ثروتمند و مرگ فقیر. دنیا همه هیچ و زندگانی همه هیچ/ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ به مد پوشان بگویید آخرین مد کفن است. عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت، سرنوشت دگران بر تو نخواهند نوشت. نمیدانم چرا خوبان در جوانی میمیرند!؟ من از عقرب نمی ترسم ولی از سوسک می ترسم / من از دشمن نمی ترسم ولی از دوست می ترسم. گشتم نبود، نگرد نیست. من از روئیدن خار سر دیوار دانستم /که ناکس کس نمی گردد از این بالا نشستن ها شاخه را مرغ چه داند که روزی قفس خواهد شد. سبقت گرفتن و سرعت رفتن از مساله های همیشگی و مورد توجه رانندگان در جاده هاست، ماشین نوشت های زیر در همین مورده : تو برو من میام. گازش بده، نازش نده! سر پایینی پرنده، سر بالیی شرمنده. یواش برو که دلم زیر پای توست. داداش مرگ من یواش! مواظب باش ای دلاور نمالی به بنز خاور در طواف شمع میگشت پروانه ای/سبقت بیجا مگیر جانم مگر دیوانه ای؟ پشت تریلی نوشته بود: سرعت را من تعیین میکنم. پشت کامیونی نوشته بود: تند رفتن که نشد مردی، عشق است که بر گردی. پشت کامیونی ذیگه ای نوشته بود: موتوری بزن کنار که پیکان خوراک من است. استفاده از گویش های بومی هم در ماشین نوشتها بابه، مثلا: پشت ماشینی به آذری نوشته بود:یالان دنیا.(دنیای دروغ) پشت نیسانی به مازندرانی نوشته بود:ته برمه چشه بلاره(فدای چشمای اشک آلودت) پشت یه تاکسی به لری نوشته بود:دا کر سی چنت بی؟(مادر پسر برای چی می خواستی؟) و همچنین سهم موجودات نازنینی به نام مادر : عاشق بی انتظار مادر صفای دنیا مادر بزن بر سینه ام خنجر ولی هرگز نمیر مادر رفیق بی کلک مادر بیمه دعای مادر موضوعات پر سوزو گداز عشقی هم که تا دلتون بخواد ، البته در بعضی مواقع همراه با شکل ها و تصاویر دراماتیک تر: عاشق همیشه تنهاست. برگ از درخت خسته میشه، پاییز بهانه است. آنقدر در کشتی عشقت نشینم تا سحر/یا به ساحل میرسم یا غرق دریا می شوم. در چاله چوله های عشقت شافنرم شکست. در صفحه شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم. بخاطر دلم ولم. دنبالم نیا آوره میشی. خواهی که جهان در کف تقدیر تو باشد، خواهان کسی باش که خواهان تو باشد. تحمل تنهایی بهتر از گدایی محبت. چرخ فلبم را با میخ نگاهت پنچر نکن. موضوعات مذهبی هم که.... فقط خدا قسمت نبود! هذا من فضل ربی. بیمه ابوالفضل یا امامزاده یحیی!(یکی دوتا که نیست!، خوشبختانه از این نظر خودکفاییم.به همین دلیل همین یکی امامزاده رو از من داشته باشید.) ماشین ژیان هم تو ماشینها شده سنبل حقارت : پشت یک تریلی نوشته بود : ژیان ساندویچ من است. پشت ژیانی نوشته بود : حالا که هرکی هرکیه ما هم زانتیائیم! میازار موری که دانه کش است... فلفل نبین چه ریزه پشت ژیانی نوشته بود : خودتی ! بعضی ها هم ماشین شون رو کردن تریبون فریاد به شرایط موجود ، شرایطی که محصول فاصله طبقاتی جامعه ماست: درب و داغون خودتی . کلاست منو کشته ! اغنیا بنز سوارند/من مسکین بر تو/ جان به قربان تو/ که بنز فقرایی از حادثه ترسند همه کاخ نشینان/ ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم! روزگار غریبی است نازنین در این دنیا که مردانش عصا از کور می دزدند/من بیچاره دنبال مرد می گردم. و سرانجام اینکه : تف به این زمونه. *** پی نوشت من : کی اینجا رو باز آپ دیت کرد ؟؟؟؟؟؟؟ جوابیه ی جینگیلی : گشتم نبود ، نگرد نییییییی *** با تشکر از : "سایه ی عوضی" آهسته تر قدم بردار
صدایی یه گوش می رسد...ش...ش... گامی به جلو ، گامی به عقب ساده تر... آرام تر... آرامش همه جاست...همین جاست... کافیست تنفسش کنی نفس بکش عمیق تر... باز هم عمیق تر... بگذار آرامش در درونت بجوشد . و... سلام : ای بابابابابابابابابابابابابابابابابابابابابابابابابابا ، آخه من کجام غمگینانه می باشد هااااان ؟؟؟؟ البته ناگفته نمونه که یه فازی مارو اخذ کرده بود ولی اومدیم بیرون از توش هی هی هی به خاطر ۱ ،۲ ،۳ نفر هوووووووووووووووووووووم ----- وای جان خر iiiiiiiiiiiiiii ----- شوماها فهمیدین که دیشب زلزله اومد ؟؟؟؟؟؟؟ من که فهمیدم ، البته بیشتر از اونی که زلزله بلزونه ،خودم لرزوندونده شدم ، می دونین چرا ؟؟؟؟؟؟ چون بس غرق در تفکر و تمرکز و دقت و سکوت و غیره ها مشغول لاک زدن دست و پایمان بودیم که ناگهان زمین رف رو ویبره ، هه ، تا یه رب دستای سوده ی حیوونی رقص بندری میرفت ، هه ، واسه همین لاک زدن و بی خیال شد ، حالا یه چن روزی هم با خدا قهر می کنم تا ازین شوخیا نکنه دیگه ، یهنی چی واقعا این لوس بازیا ، هه ، ----- hih یه دوس پیدا کردم کلی باحال و خوب و خارجی و live in blue tooth ، یه وخ فک نکنین دختره هااااا نه ، همکاریم ، business و یک سری مسائل ، باااااااااااابووووووووووو ----- از دست جینگیلی ، امروز اومدم این تو بسی شگفت زده فک کردم که اشتباه اومدم ، گفتم واااااااااااااااااااااااااای عجب وبلاگ توپی ، خوش به حال صابش ، که یهو دیدم آی ددم وایییییی خودمم که اییییییییی ----- قاصدک رضا صادقیو اگه نگوشیدین بگوشین ، قشنگانه می باشد . دیشب نه دیروز عصر رفته بودم تو کوچه داشتم ردپای ماشینا رو نگاه می کردم تا ردپای آشنا پیدا کنم من می گم خل شدم رفت ، شما باز بگین نه ----- بی صبرانه منتظر پرتاب شدن قبض موبایل به داخل خونه می باشم ----- خب دیگه ما ( من و خودم) بریم حموم پس فهلن ، خووووووووووووووودافییییییییییییییییظ قاصدك هان چه خبر آوردي؟ انتظار خبري نيست مرا نه ز ياري نه ز ديار ياري ـ باري برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس برو آنجا كه تورا منتظرند قاصدك! دست بردار از اين در وطن خويش غريب قاصد تجربه هاي همه تلخ با دلم مي گويد : كه دروغي تو دروغ كه فريبي تو فريب قاصدك! هان ولي...آخر...اي واي! راستي آيا رفتي با باد؟ با تو ام آي كجا رفتي ؟ آي......؟ راستي آيا جايي خبري هست هنوز؟ مانده خاكستر گرمي جايي؟ در اجاقي ـ طمع شعله نمي بندم ـ اندک شرري هست هنوز؟ قاصدك همیشه غمگینانه ترین لحظات را عزیزترین کسانمان به ما هدیه میدهند . *** آن شب که دستم روی گوشش قرار داشت ، خندید و گفت : قلبت دارد برای مغزت جوک تعریف می کند ؟! *** با نگاهت آرامش را به من می دهی، با کلمات آنرا می گسترانی و با بدرودت همه را ضایع می کنی . *** *** بی حوصله از شنیدن تمام حرفهای تکراری... نشسته در کنج اتاق چشم های خدا را نقاشی می کنم . به روی پنجره ها... بی آنکه قصه ای خوانده باشی از سکوت، من تنفس كردم، حتي در سكوت و بي سكوت ، تو را التماس كردم ..... ای بابا... چی بگم که همه چیم خراب شده ای بابا...اصابم خراب خورده ، هه دوباره گفتم خراااااااااااب به به ، هایده جونم داره بیخ گوش ما چه چه میزنه خراب، اه دوباره که گفتم خرااااااااب ای بابا کلاس پیچونم که دوباره به سلامتی آغاز شد خراب ، به قول یه بنده خدا : شیر و خط کنون(به جان بچم این دفعه دیگه حواسم نبود که گفتم خرااااااب ) ای بابا قر تو کمر فراوونه ... ، نمدونم کجا بریزم (جاخالی رو خودتون زحمتشو بکشین ، حوصله ندارم هی خراب خراب کنم گربه هم گربه های قدیم ای بابا عجب روزگاری شده ها ، قبلنا که یه گربه از سر کوچه میدید آدم داره میاد،دمشو میذاشت روو کولش و بدو بدو می رفت (از ترس) انگار که جن دیده، حالا چی ؟؟؟؟!!!!!! وارد کوچه که میشی میبینی شونصد تا گربه به فاصله ی نیم متر از هم افتادن روو زمین و ... و کپلشونم توووووو آسمون هیزیم می کنن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اه اه چقد بدم میاد ازشون ، وخختی می بینم ماشین زده بهشون ، قند توو دلم آب می شه هه ! چقد امرووز با سوگل خندیدم واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای چقد دلم جینگیلی و یاسی می خواد وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای چقد دلم می خواد برم بشینم لب پشت بوم پاهامم بندازم پایین لیمو ترش و گردوی تازه با نمک بخورم (حتما امشب این کارو خواهم کرد ) عکس بی ربط دوس داشتنی خوشم میاد قورباقه ماچ کوووووووووووووونم همین من برم دیگه فحلن ، قول می دهم که زود زوووود بیام. چند تا جمله : " جی جی می گه : خیلی سخته آدم یه عمر با دهن کج حرف بزنه " و من اضافه می کنم : " یا با ترس از خطا کردن " دراين زمانه ی بي هاي و هوي لال پرست چگونه رقص كند ماهي زلال پرست رسيده ها چه غريب و نچيده ميافتند به پاي هرز علف هاي باغ كال پرست رسيده ام به كمالي كه جز انالحق نيست كمال دار براي من كمال پرست هنوز زنده ام و زنده بودنم خاريست به تنگ چشمي نا مردم زوال پرست بزرگترین نگرانی چیست ؟ آن است که اختیار زندگیمان از دستمان خارج شود و از آن پس سرنوشت حاکم بر زندگی شود . بی تو مرور می کنم ... شب را و روز را... هنوز را... آقا جان اصن می دونی چیه ، قاط زدم ـ تصمیم گرفتم که دیگه با هیشکی شوخی نکنم ، که آدما هم از این لفظ سو ء استفاده نکنن اصلا یعنی چی که هر کی هر کار دلش می خواد می کنه ، هر چی هم دلش می خواد میگه بعد زرت ور می داره می گه ، ااااا ، بی جنبه شوخی کردم . شوخی هم حدی داره آخه آقا جان ! ـ تا حالا اتفاق افتاده براتون که تو آشپزخونه دارین با تلفن حرف می زنین بعد یههو با دستتون صندلیو جا به جا کنین بعد طرف بگه کی بود؟ بعد شما بگید هیچی صندلی بود که جا به جاش کردم ، بعد باورش نشهههه ؟؟؟؟ اخه بی اعتمادیم مثه شوخی حدی داره بابا جاااااان (خواهشن با نهایت ظرفیت ، فک نکنین که اینارو با شمابودم) (ممنون) ************ تا حالا شده کسی این طوری از روتون رد شه؟؟؟؟؟ من امروز این طور شد !!!
تازشم از روم رد شد بعدشم گازشو گرفت و رفت ، هه، ای روزگار ! ای کبوتر بیچاره ***** همین ، کی باشه مدرسه های ما هم رسمن وا شه بریم پی کارمون سایه ام عاشق سایه ات شده ، می خواستم ببینم ، می تونیم همسایه بشیم ؟؟!! ***************** بعضیا هستن که : مغز کوچکشان در فضای جمجمه شان،لق میزند. تا حالا دقت کردی که : اگه درخت نبود ، هیشکی نمی تونست چوب لای چرخ دیگری بکنه ! یکی : برای اینکه صدای شکستن دلش شنیده نشه، با صدای بلند می خندید . آدم مهربانی را : در کودکي يافتم که آبنباتش را به درياچه نمک انداخت تا شيرين شود. چرا : با اينهمه خون دلی که خوردهام، دراکولا نمیشوم. چراغ راهنما : از بس چشمک زده تمام مژه هاش ریخته *************** اول مهرتون هم موووووووووووبارکاااااااااااااااا باشه از جیلیز و ویلیز و جینگیلی و قاصدک جون عزیز هم ممنونم خیییلی تا تازشم ۲ ماه دیگه تولد منه از همین حالا بشینین پولاتونو جمع کنین دوشمتون داااااارم 
تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم .
تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم .
تا تفاوت این دو را بدانم .
تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن ، مطابق میل من رفتار کنند .
...نگاهی گذرا به پدیده ای به نام ماشین نوشت...

![]()
![]()

وای چه خونه ای هی هی هی (خنده ی پلید)![]()
![]()
![]()
![]()
بیچاره آدمیزادها..........................................................![]()
![]()
![]()

![]()
،هه بلا به دوووووووووووووور![]()
![]()
از كجا وز كه خبر آوردي
خوش خبر باشي اما گرد بام و در من بي ثمر ميگردي
در دل من همه كورند و كرند
ابرهاي همه عالم شب و روز
در دلم مي گريند
--



هه گفتم خراااااااااب ![]()
![]()
![]()
)
! اصن انگار نه انگار که تو آدمی اومدی تو این کوچه!!!!!! تازه ![]()
![]()

![]()

خوشا به حال كلاغ هاي قيل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
براي اين همه نا باور خيال پرست
به شب نشيني خرچنگ هاي مردابي
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
گفته باشم![]()
"feHlan"
| Design By : Night Skin |
