"...دل نوشته های یک ساندویچ..."
شبها تا خوابم بگیرد مثل چوپانی غمگين که گوسفندهايش را گرگ خورده است پ.ن : این دروغ میگه من که هر روز از خواب پا میشه مثل گوسفندی میمونه که یونجه خورده و داره جفتک می زنه... راستی من چون ۵ روز بین دو تا امتحانش فاصله بود بهش گفتن بیا آپ کن اومد ! سوال امیرغواص : yek soal mesle khore oftade be joonam mitooni javabesho behem begi ???? onam ineke pedare pesare shoja ghabl az inke pesare shoja bedonya biyad esmesh chi bood !?!?!?!?! جوابـــــــ یکی : عرض شود که هر ترم تحصیلی حدودا ۴ ماه میشه...۴ ماه واسه خودت می چرخی ...درس می خونی ، نمی خونی...البته من همیشه انقد وقت دارم که طول ترم هم درس بخونم...حالا می خونم ، نمی خونم ،خلاصه...تا میشه موقع امتحان ها...فک کنم عقل آدم باید یکم تاب ور داشته باشه که جدی نگیره ، یا شایدم تنبله و مشکل برمیگرده به ما تحتش (نشیمن گزش) !!! خلاصه که من همه چیو به موقع خودش جدی می گیرم... ضمنا درس خوندن و صرف کردن وقت برای چیزی که ارزشش رو داره فک نمی کنم به صفر کیلومتر بودن یا نبودن آدم ربطی داشته باشه... نشسته بهسمت درخــــت ..... این مکان تا دهم بهمن (روز آخرین امتحان) به علت جوگرفتگی صاحبش تعطیل می باشد..... میــــــــــــــــــــگن : سگ را جو بگیرد ، آدم را جو نگیرد... دعاهایتان را از او دریغ ننمایید و فوت هایتان را به سمت وی روانه سازید . فوت هر چه درازتر ، موفقیت بیشتر " سالوادور دالی" پس بشتابید... چیزهای به درد بخور موقع امتحانات : ۱ . گوشیه bluetooth دار... ۲. دوست درس خون... ۳. استاد بیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــغ... ۴. امتحان تستی... ۵. امتحان بدون شماره صندلی... ۶. و غیرح... نــــــــــــــــــــــــکته : لطفا در این مکان توقف بیجا ننمایید چون مانع کسب می باشد . ضمنـــــــــــــــــــــــا : از نصب هر گونه اطلاعیه ی فوت ، سوم ، هفت ، چله ، سالگرد ، عزل ، نصب و... . از چسبانیدن تیزرهای تبلیغاتی در این محل و نوشتنه پرس پولیسته و فحش خوار و مادر و یادگاری و عشق من فاطمه (F) و... خودداری نمایید . همین طور hack، mack، chak و... و قرار ، مدار ، شماره تلفن ، گذاشتن آی دی ، قرار چت ، بیرون ، سینما و... خودداری کنید . همـــــــــــین طور : از آوردن اطفال زیر ۱۵ و بالای ۳۵ سال به این محل جلوگیری کنید... ما مسئولیت هر و هیچ گونه قتل ، سقوط ، چاقو کشی ، دعوا ، کتک کاری ، بزن بزن ، شکستگی نواحی مختلف ، ترکاندن اکس ، مردن ، اعتیاد و غیره را قبول نمی نماییم ! از ما گفتن ! با افراد خاطی به شدت برخورد خواهد شد... برخــــــــــــــــوردها : برخورد از بالا ، پایین ، چپ ، راست . پی نوشــــــــت ز : ۱ . ما => من و خودم . ۲ . شیوه های موثر و کارآمد خود را در خوب امتحان دادن از ما دریغ ننمایید ( می فهمین که چی میگم با صداي جيغ از خواب پريد...احساس كرد بدنش به هم قفل شده..پاشد كه بره دنبال صدا ! بدو بدو از پله ها بالا مي رفت كه يهو احساس كرد كف پاش سردشه ، صدا رو بيخيال شد...رفت به طرف شوفاژ خوابيد رو زمين ، كف پاشو چسبوند به شوفاژ ... كف پاش سوخت ، ورش داشت...دوباره چسبوندش داشت فك مي كرد كه ديشب چه خوابايي ديده كه باز ياد صداي جيغ افتاد ... بازم دويد ، ازين اتاق به اون اتاق... خبري از آدميزاد نبود ، دلش صدا داد ... گشنش بود احتمالا ، رفت سر ميز صبحانه... پنير و مربا و كره ... ازين چيزا نمي خواست ، دلش ساندويچ كتلت مي خواست اون موقع صبح...!!! ساندويچ كتلت نبود ولي... تصميم گرفت همون مربا رو خالي خالي بخوره با يه قهوه ي تلخ . جــــــــــــــان چه حالي ميده.. داشت با ولع تمام مي خورد كه باز ياد صداي جيغ افتاد ! بيخيال مربا شد...دوباره مشغول گشتن شد ، اين دفعه دمپايي پوشيد كه كف پاش سردش نشه...از پله ها اومد پایین ، همه جارو گشت ، هيچي نبود !!! بيخيال شد ، گفت بذار صدا دنبال من بگرده نه من دنبال صدا... مشغول خوردن مربا شد دوباره... مرباي به...قرمز و خوشمــــــــــــزه... مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه... مشغول خوردن بود كه يهو ياد خواب ديشبش افتاد... كه با مغز از پله هاي سرويس دانشگاه افتاده رو زمين و در قبال خنده ي حضار جيغي بس بلند از فرش به عرش فرستاده و اين صداي جيغ باعث پرانده شدن خودش از خواب نيز گشته مي باشد... اولین برف زمستونی اومد...فک کن آخریش باشه...نه من نمی خوام... ! انقد خسته بودم که فک می کردم مثه سگ امروز تا دوازده می خوابم...ولی هشت ، پا شدم... صبحانه اسنک چی تور با آب آناناس چه حالی میده می خوام درس بخونم ولی حسش نی...از عصر دیگه قوووله شرف (به خودم) میدم که بخونم دیروز با وبلاگ نویسا رفتیم بم ، شهر غم انگیز ناکی شده بود...نمی دونم چرا همه ی آدماش لباس بلوچی داشتن ولی در عوض این همه غصه ، نهار رستوران ارگ جدید خوشمزه بود. اگه رفتین بم، حس کردین از گشنگی شکمتون چسبیده بود به کمرتون برین اونجا یه چلو جوجه ی ارم بزنین چیکار کنم خوب نمی تونم غم انگیز ناک باشم ارگ قدیم ولی خیلی بیچاره بود که خراب شده بود...اونجا هم هر چی سعی کردم که نیشم بسته باشه نشد تو تمام ۶۰۰ تا عکسی هم که گرفته شد بنده با نیش باز خود حضور داشتم...یا در حال شاخ گوذاشتن واسه آدما بودم یا یهو می پریدم وسط عکس آدما...یا رو درخت و دیوار و در و آینه عکس تکی می گرفتم... خوبه که دوربین خودم نبود ای بــــــابــــــــــا من و پیام نداریم که... شبم که رسیدیم...دقیقا مثه آدمای خوشحال و برف ندیده هر چی برف دیدیم تو راه ورداشتیم تو سر و کله ی هم...ای ول برفایی که به M.J و عمو رضا (شاه) و جاوید زدم خیلی دل خنکانه بود...حیف که علی جلال دمه دستم نبود وگرنه... *** حالا دیگه فک کنم متوجه شده باشین که من چرا فک می کردم که بتونم تا ساعت دوازده مثه سگ بخوابم... یاد ایرج بسطامی هم بخیر...مقبره ی ساده و تنهایی داشت ، طوری که اگه عکساش نبود پیدا کردنش سخت میشد...خدایش بیامرزد... ***** صبحی ست سرما زده... دمای شهر ، چند درجه ی ناقابل زیر -۰- تو می آیی... برف ها عرق می کنند ، از این همه گرمی نگاهت و حادثه مسری می شود... ...تابستان شهر را قرق کرده ! کریسمس مری باشه ، بم زنده است ، سقوط خونین در رودخانه ی کارون ، سال ۲۰۰۶ ، Final ، اردو... مـــــــــــــــــامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان اصلا هم الان خیلی عصبانیم ، نزدیکم نیاین ، دعا کنین آدما بتونن جعل نامه کنن اونوخ همتون شام مهمون من ، می دونین چی الان خیلی می چسبه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این که یه آدم باحال و جان بر کف بشینه جلوم(ترجیحا پسر باشه) و منم یه سری برنامه ها روش پیاده کنم . ازین برنامه ها => ۱. خب تا حالا شده از پله های سرویس دانشگاه با مغز بیاین رو زمین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...منم نشده داشتم فک می کردم که اگه بشـــــــــــــــه...آی ملت بخندن...به جان بچم نباشه به جان نتیجه هام همون وسط ۴زانو میشینم و
۲. تا حالا شده ۳ تا امتحان پایان ترم تو یه روز داشته باشی ، بعد ۳ هفته قبل از اون ۳ تا امتحان احساس کنی که دوس داری موهای سرت رو به خاطر این جریان دونه دونه با انبر(عنبر)دست من هم اکنون این احساس رو دارم دقیقا ! باور کنید که انقد در پوست خودم نمی گنجم که دیگه منفجر شد پوستم... بعد به من بگین آرام باش.... ۳. تا حالا شده داری از خواب منفجر میشی بعد بشینی فیلم مهمان مامان رو که شونصد مرتبه دیدی دوباره ببینی ؟؟؟؟؟؟ ۴. تا حالا شده داری یه جا راه میری ، یاد یه چیز خنده دار میوفتی بعد تر تر می خندی بعد یه آقای یارو از کنارت رد میشه میگه این بین ماها خل نبود که شد ، ای بابا...من شده خب دیگه من برم دعای قبل از خواب و بیداری : خداوند همگیه ما را شفای عاجل عنایت بفرماید ، همین طور به راه چپ اندر راست... ***** يه ذره ديگه کيک بخورم ، مي ميرم ! اگه نخورم هم مي ميرم ! حالا که قراره بميرم ، پس يه ذره ديگه مي خورم ! واي که چه حالي ميده ! ***** فکر کردم موهام فرفريه... 
در خیال گوسفند میشمارم .
در خواب چوپانی میشوم
که خوابش میبرد و گرگ
گوسفندهایش را میخورد .
و من از خواب میپرم ؛
پس اینطوریست که من هرصبح
بیدار میشوم .
بازم میاد... ![]()
![]()
توی
کالسکهای
بچه و
از سراشیبی
تندی
پایین میرود
یــــــک...



)

!!!![]()
... پرورشگاه هم رفتیم...بچه های پرررویی داشت...آخی...من چه آدم سنگدل کثیفی هستم...
یکیشون آخرش عکس منم کشید حالا عکسو تو پستای بعدم می ذارم...![]()
این قیافه ی من بطور خدادادی ۲ نقطه دی ساخته شده...نمی تونم دس تو خلقت خدا ببرم کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
***

به جان بچم راس میگم ![]()


![]()
میکنم !
هه...
ببخشید فرشاد یوسفی تو با راه آینده نسبتی نداری که احیانا ؟؟؟؟؟
بکنی ؟؟؟؟من که نشده ...![]()
![]()
بزنم ، خـــــــــــــــــــــــــودافیــــــــــــــــــظ ![]()
آدمها ناخن هاشون رو لاك ميزنن...
شايدم کوتاه مي کنند...
شايدم سوهان مي کشند...
ولي من ناخن هامو مي خورم ![]()
قبوله ، کار زشتيه...
ولي يادتون باشه ،
تا حالا هيچکس رو چنگ نزدم...به جان بچم راس ميگم ![]()

از ته زدمشون
ديدم بابا ، موهام صافه..
کله ام ، بالا پائين زياد داره !!!!!!!!!!
| Design By : Night Skin |
