"...دل نوشته های یک ساندویچ..."
نشسته توی کالسکه ای بچه و از سراشیبی تندی پایین می رود به سمت یک... درخــــــت نصیحت های من به کیاوش D: ----> گوشواره مامان رو بكش ! به مامانت بگو مربي مهدكودك بد اخلاقه... اگه مامانت يادش رفت شيشه شيرت رو امتحان كنه ، وانمود كن كه سوختي تشنگي ، پتوي اضافه ، يه بالش ديگه ، بوسه ، داستان ، چيزهايي هستند كه باعث ميشه ديرتر بخوابي... وقتي توي جمع هستي و خواستي بري دستشويي ، با صداي بلند بگو روزها چند بار بخواب تا شب ها بتوني تا ديروقت بيدار بموني... يادت باشه ! هيچ وقت بدون دردسر به رخت خواب نري... وقتي مامان لباس تميز تنت ميكنه ، فوري كثيفش كن تو سينما يه هو جيغ بكش سينه خيز به جاهاي تنگ و باريك برو كه دست مامانت بهت نرسه... وقتي ميري مهموني یه راست برو سراغ چيزاي شکستني... وقتي مامان بهت غذا مي ده تف کن ، وقتي بابا بهت غذا ميده بخور و لبخند بزن غذاي توي بشقاب مامان و بابا خيلي خوشمزه تر از غذاي توهه وقتي ميشه هله هوله خورد ، غذاتو نخور پودر بچه رو اگه روي فرش بريزي مثل برف ميشه... وقتي مامان ميگه فين کن ، دماغت رو بکش بالا اگه يه حشره بندازي تو فنجون مامان جيغ ميکشه... ميدوني بهترين هديه براي مامان چيه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ يه مارمولک مرده... جاي بالش روي زمينه نه روي تختخواب... بعد از اينکه شير خوردي بلند آروغ بزن دم گربه رو بکش تا صداي قشنگ در بياره... وقتي مامان دستش پره مجبورش کن که بغلت کنه... نه گفتن رو با صداي بلند تمرين کن ! تمرين کن که در صورت لزوم راستي راستي اشک بريزي ! پوره سيب زميني چيز خوبي براي مجسمه سازيه ظرف پر از غذا رو مثل کلاه برگردون رو سرت یه تکه برف بیانداز تو يقه مامانت نرده پله مخصوص سر خوردنه... ميخواي گربه ات رو راحت تر پيدا کني ؟ به پاهاش شکلات بمال براي اينکه ببيني ساندويچت سس داره ، خوب فشارش بده ! اسباب بازي خيلي حال ميده ، به بابات بگو خم شه تا سوارش بشي گوشواره مامان رو بکش... هميشه دو تا شيريني بردار ، با هر دستت يکي وقتي با مامان ميري رستوران ، ظرفها رو بیانداز پايين... ميدوني مامان عاشق نقاشي هاته ؟؟ ديوارهاي اتاقشو... آرد + آب = ماکاروني ، امتحان کن وقتي تخم مرغ رو مي اندازي پايين و مي شکنه ، خيلي کيف ميده تو ماشين روي صندلي خودت نشين... اگه دستمال کاغذي رو بياندازي تو ماشين لباسشويي ، توپ هاي کوچولو درست ميشه اگه با مامان رفتي عکاسي لبخند نزن اگه بشيني روي دستگاه فتوکپي ، عکس خوشگلي ازت مي گيره... ياد بگير که در توالت رو از تو قفل کني و جيغ بکشي ميتوني براي خوابيدنت شرط بذاري که همه اسباب بازي هات رو ببري تو رختخواب... يادت باشه قبل از قاشق و چنگال با دست غذا مي خوردن... اگه ماشين اسباب بازيت رو بياندازي زير پاي مامان ، اون برات آکروبات بازي مي کنه نفست رو اونقدر نگه دار تا صورتت بنفش بشه... گربه ها شير رو دوست دارن ، رو فرش براشون شير بريز... خريد از سوپر مزه داره ، وقتي مامانت حواسش نيست ، تو سبد چيزمیز بريز... وقتي شنيدي که ميگن ديوار موش داره ، موش گوش داره ، تو گوشات رو تيز کن... صداي تلويزيون رو بلند کن خلاق باش با گرد و خاک ميشه يه عالمه کار کرد يه عالم چيز جالب توي سطل آشغال پيدا ميشه... علم ثابت کرده اگه غذا رو بمالي به صورتت خوشمزه تر ميشه ميدوني همه جازيست هاي معروف دوره بچگي موقع غذا خوردن ، با قاشقشون مي زدن روي ظرفشون ! وقتي مامان مي پرسه چه کار داري ميکني ؟ هميشه بگو هيچي مامان جونم اگه مامان گفت که اين چيز خوبه بدون که اصلا هيجان نداره... وقتي مامان حواسش نيست ، پيش بندت رو باز کن... وقتي مامان جارو برقي رو روشن مي کنه ، از ترس جیغ بکش وقتي مامان خواست از شيرين کاريت فيلم بگيره ، اون کار رو نکن ، وقتي دوربين رو کنار گذاشت دوباره شروع کن وقتي مامان انگشتشو ميکنه توي دهنت تا ببينه دندون در آوردي يا نه، گازش بگير که بفهمه دندون در آوردي... لوله خمير دندون رو خالي کن... سه چرخه ها عقب عقب هم مي رن... تو هم ميتوني عقب عقب بدويي ؟ وقتي يه چيزي تو يه چيز ديگه نمي ره ، اونقدر فشارش بده تا بره بازي کردن با اسباب بازي هاي يکي ديگه خيلي مزه داره... کي گفته صندلي عقب ماشين از بغل مامان نرم تره ؟؟؟ ميشه يه عالمه چيزمیز تو لوله جارو برقي قايم کرد هر چيزي رو که بشه برداشت ، ميشه پرتش هم کرد... وقتي با مامان مي ري کارواش ، شيشه رو بکش پايين تا توي ماشين هم شسته بشه چرا ؟ سئوال قشنگيه ، هر وقت مامان چيزي بهت گفت بهش بگو چرا ؟ وقتي جواب داد دوباره بگو چرا ؟ اين بازي رو ميشه تا صبح ادامه داد... کنترل تلويزيون رو گاز بگير ، کانالش عوض ميشه... وانمود کن که ترسيدي و مامان رو مجبور کن که تمام اتاقت رو بگرده تا هيولا رو پيدا کنه ، وقتي همه جا رو گشت و رفت ، بعد از پنج دقيقه دوباره جیغ بکش اگه گفتي کاغذ توالت چند متره ؟ مداد شمعي هاتو گاز بزن ، سمي نيستن به مامانت نشون بده که بالشت پر از پر می باشد... يه عالمه چيز ميشه انداخت تو سوراخ توالت... هر وقت دکتر گفت ، اصلا درد نداره ، موقع جیغ زدنه اگه مورچه ها رو دوست داري ، کمي شکر براشون بپاش رو زمين... مامان ميگه دکتر مهربونه ، تو بشنو و باور نکن... بهترين شکلات ها هم اگه تو دستت بمونه آب ميشه ... براي اينکه بفهمي منجنيق چيه ، يه قاشق بردار و باهاش شکلات پرت کن اين طرف و اون طرف وقتي بابا داره حساب کتاب مي کنه ، تند تند از يک تا ده بشمار... روزنامه اي که مامان هنوز نخونده رو پاره کن... زمستونا وقتي مامانت با دردسر لباس زمستوني تنت ميکنه يه هو بگو بايد بري دستشويي وقتي مامان داره بند کفشت رو مي بنده ، لگد بزن... خودم را جيغ ميکشم... تکرار بيخودی خود... ديگه زل زدن به فنجون چای فايده نداره...چند جرعه که بنوشي می فهمی چقدر دير شده.... نمی دانم چرا می گویند اسب حیوان نجیبی ست....گوسفند حیوان کثیفی ست... لابد چون پی پی اش بوی بدی دارد.... بوی بد شامه ی بد می خواهد...شامه ات خوشبو باید گردد... یکی گفت : زیر پشکل باید رفت ، جور دیگر باید بویید ! ناتانائیل : بکوش عظمت در بویش تو باشد ، نه در آن چیزی که می بوئی... در فلق بود که پرسید الاغ : یونجه ی تازه کجاست ؟؟؟ گوسفند مکثی کرد...آنجا که گوسفندانش یه جای علف تازه کاغذ ساندویچ و نان کپک زده نمی خورند... ***** من نمی دونم چرا آدم وقتی که می خوابد ، در خواب ممکن است احساس جیش کند . مجبور شود که پا شود و به جیش خانه (همون wc یا توالت...دس شوئی هم که محل شستن دست می باشد نه جیش) برود و خواب از کله اش فرار کند...شبهایی هم که در خواب احساس جیش نمی کند همش از استرس احساس جیش پیدا کردن تا صبح خوابش نبرد... آخر خدا جان این هم شد زندگی ؟؟؟؟ دو چیز اگر نبود خیلی خوب میشد ، یکی جیش کردن یکی هم خوردن...چی میشد خدا همین طور پروتئین و همه چی توی آدما میذاشت که هی مجبور نباشن واسه اینکه این چیزا بره توشون هی چیز میز بخورن...هی برن جیش کنن...هی چیز میز بخورن...هی برن جیش کنن...بعدشم بشن مثه بشکه... اونوخ این گوسفندای بیچاره هم نه پشگل داشتن و نه دیگه مجبور بودن کاغذ ساندویچ رو باشیشه ی نوشابش بخورن.... این شیرین هم هی به من گوشزد نمی کرد که pc اش بوی پشگل گرفته و یا این که گوسفندان از گشنگی مردند...نه شیـــــــــرین جان به اندازه ی کافی خوردنی هس تو اینترنت از جعبه ی پیتزا بهتر.... کله پر باید گردد...شکم را به چه درد ؟ گردو و کشمش به چه درد ؟ من به چه درد ؟ تو به چه درد ؟ آخر شیرین جان مگر تو پشگل خوشبو هم دیده ای ؟ یا بوئیده ای ؟ یا مثلا گوسفند سیر... ولی خداییش من فک کنم خدا گردو زیاد می خوره که انقد باهوش شده...نه ؟! راستی خدا جون : دسشوییه خونتون منظورم جیش خونه...فرنگیه یا ایرانی ؟؟؟ خدا تو هم شبا تو خواب احساس جیش بهت دست میده ؟؟؟ خدا شما هم تو شهرتون گوسفند دارین ؟؟؟ کثیفن یا تمیز ؟؟؟ میشه آدمیزادا سو پشمالی هم هستن ؟؟؟ یه دونشونو به من میدی ؟؟؟ بده دیگه... پ.ن : این پست،حرفای یه آدم 4 سال و نیمه بود... راســــــــــتی : فرهاد جان تولدت خیلی خیلی خیلی...مبارک باشه. همین طور نی نیه آقا و خانوم هنر پیشه ، ایشاللا قدمش پر از خیر و برکت باشه براتون و همیشه شاد و موفق...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اینطوری باش -> ![]()
کامپيوتر بابا اگه تند تند خاموش و روشن بشه ، یه صداهاي خوبي ازش در مياد که نگو و نپرس ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

پ.ن : عزیزم امیدوارم از تجارب چندین و چند ساله ی من خوب استفاده کنی...
ارشون بشن ؟؟؟
| Design By : Night Skin |
