"...دل نوشته های یک ساندویچ..."
آخه من هر چی فکر می کنم می بینم که من در دوران بچگانیم هیش وخ نمی تونستم یه چیزیو تو خودم نگه دارم و راز بمونه برام ، البته درباره ی خودم... ولی راز آدما رو نگه میداشتم با تمام قدرتم در نتیجه هر چی فکرررررر می کنم یادم نمیاد شب یلدا که ۶۰۰ سال پیش بود و منم چون به رفا قولیده بودم اومدم دربارش نوشتم ولی کووولن کلا بچه ی خوبیم ، تازه معدل این ترمم هم فک کنم ۱۸ بشه ولی مثلا شب تولد آدم خیلی فرق می کنه ، هم اندازش هم طول و عرضش اینا اهه اهه اهه بند سوم انگشت اشاره ی دست راستم پوس پوس شده ، نیمیدونم چرا خب یاسی * دوسش دارم ، نقاششو یادم نیس ولی لینکشو شیرینی فیلم forrest gump رو ببینید ، جیکولی هفته دیگه از کسالت در میام کلاسام شروع میشه شاید اینجا روزنوشت بشه ۷۱ ٪ ماچ فعلا ![]()
در نتیجه نمی تونم تو مسابقه( ؟ ) شب یلدا برنده بشم ![]()
![]()
شب یلدا هم کلا شب خوبیه ولی من نمی دونم چرا هر چی فکر می کنم میبینم که با شبای دیگه از هر لحاظ فرقی نداره ! حالا چه اندازش ، چه طول و عرضش ، هیچیه هیچیش![]()
![]()
خب من حوصلم سر رفته ، خسته شدم ، یکی یه کاری بکنه ، یکی pm بده ، یکی منو invite کنه ، یکی با من دوس باشه ، یکی منو ببره گردش خب ![]()
![]()
من می دونم تو آدم ناله دوس نداری ولی باور کن هم اکنون کاری نمی تونم برات بکنم ![]()
داد .
بهم داد ، دستش درد نکنه ، خوشمان آمد
!![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

