"...دل نوشته های یک ساندویچ..."
اول : انقد کار دارم که نمیدونم کدومشو اول شروع کنم دوم : ... سوم : چرا جدیدا هر کار می خوام بکنم یا هر جا می خوام برم می فهمم مهلتش دقیقا سه روز پیش تموم شده ؟؟؟ چهارم : یک عدد نمایشگاه مردم شناسی (۷۰ سال مردم شناسیه ایران) در کرمان برگزار شد ، که خیلی رابطه داشت با رشته ی تحصیلی بنده ، ولی همه ی آدما انقد با من نیومدن که تموم شد و تازه سه روز بعد از تموم شدنش یه آدم پیدا شد با من بیاد پنجم : اگه میدونستم یاسی کرمان بوده می کِشانیدمش اینجا ششم : اعتماد به نفسم رفته بالا هفتم : یک استاد مردم آزار یه موضوع داده به نام "همسرآزاری(زنان نسبت به مردان)" خدایا آخه من از کجام مطلب پیدا کنم ؟ چون هون طور که همه مطلع اند همسرآزاریا همه از نوع مردان نسبت به زنانه ، اونم زنان بیچاره ی ایرانی !!! همسرآزاریشون کجا بود ؟؟؟؟؟؟؟ هشتم : لطفا اگه منابعی چیزی درباره ی این موضوع دارید حتما به من بگید نهم : امروز یه فالگیرِ،از نوع الکیش بهم چن تا مهره ی مار داد، منم یکیشو دادم به نفیسه آخه من اصلا نیت نکرده بودم ۷۰۰ تومنی هم که بهش دادم نوش جونش -----> how خر i am مـــــ خیلی سخته نتونی شکلات بخوری و از اون سخت تر اینکه یکی بشینه جلوت شکلات مایع و هات چاکلت بخوره اصولا جوش چیز خوبی نیس حتی همون فسقلیه که نوک دماغم زد ! خب وقتی یه روز همش بارون میاد اونم نم نم آدم یاد تک چرخ میوفته،ولی تک چرخ تنهایی مزه نمیده که نه ؟ خوبه آدم وقتی میره تک چرخ ، ماشینای وحشی از کنارش رد بشن آب بپاشن گلی بشه ، وای دلم گِل بازی خواست ! "۲۹ بهمن ، روز LOVE ايراني بود يعني سپندارمزدگان ، روز گراميداشت زن و زمين ، مبارك ." دارم سعی می کنم که از زندگی لذت ببرم ، اما... گیر داره !!! پ.ن : بهت حسودیم میشه !
(۲ روزه)
فقط موندم اون گره جریانش چی بود و چه جوری باز شد ؟؟؟؟؟!!!!!! ![]()
![]()
ـــاچ خودم ![]()
| Design By : Night Skin |
