"...دل نوشته های یک ساندویچ..."
دلم کفشدوزکای توپولی خواس خب ! میگه ! آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟ بچم ۳ سالش شد ، ۳ سال پیش بود بچم به دنیا اومد ، پا به عرصه ی وبلاگ های دنیا نهشت ! حوصلشو ندارم دیگه ! می خوام بذارمش پرورشگاه ، یا شایدم کشتمش ، یا شایدم انقد بهش غذا ندادم که مرد ! یا شایدم دقت کردین چقد هوا بس ناجونمردانه گرم شده ؟ آدم آب طالبی سبزش میاد با یخ ! که وقتی آب طالبی ها رو خورد یخاشو بجوه کوروپ کوروپ خر ! آدم تخم شربتی خنک تو دانشگاه با نسیم ش هم خیلی میاد ! (;; امتحانام شروع شد گربه زن عموم شد ؟؟؟؟ نه نشد ! فک کن که میشد ؟! دیگه بسه... از قدیم گفتن ۳۰ min درس ، 30 min استراحت ! (;;
![]()
![]()
نوشته شده در 87/03/18ساعت
12 PM توسط : SeVeDeHe| |
| Design By : Night Skin |