

آنقدر ناز خواهد کرد آفتاب ،که صبح فردا دیرتر بر خواهد خاست...
میگفت : مدت ها بود یادش رفته بود کنار مهربانی های مادر و پیشگاه عظمت پدر ، زانو بزند و میان صمیمیت شگفت خانواده بگو بخند ها را مرور کند...
میگفت : ظرف دانه های انار برایش همیشه یک کاسه ، صد کاسه ، خاطره بوده...خاطره های سرخ و روشن و شفاف...
میگفت : از فردایی که همه پاییزش را فراموش میکنند ، نمی ترسم زیرا درخت یادش نمیرود تمام دلبستگی سبزش را به برگ های فرداها...
میگفت : هوا که سردتر میشود دلم برای پرنده ها می سوزد...تازه میفهمم پرنده بودن چقدر جرات می خواهد...
میگفت : آدم ها را دیدی در زمستان چقدر سربه زیر می شوند...؟ وسیع...سرد...سخت...
اما انگار لبخند سردش نمیشود برای ظاهر شدن...برای طلوع روی چهره ها...
خوب میدانم دلم برای روشنایی تنگ نمیشود...اگرچه طولانی ترین شب سال ، شب اهریمن خیال میکند که افق های زمین را تاریک کرده است...
یونجه میخواد ؟ نع نع
پس چرا میگه بع بع ؟
حتمنیش جیش داره ![]()
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
این همه دنبال آثار من بودین ، به به دستم درد نکنه با این آثارم ، یه کم مثه تخم دو زرده میمونه !!! ![]()

قوانين و مقررات وبلاگ
:
1. ورود اطفال و بزرگ
سالان ، ممنوع !
2.ورود آقايان و خانوم ها و غيره ها ، چي؟
ممنوع !
3.استعمال دو
خانيات،سه خانيات و بالاتر اکيدا ممنوع
4.ورودسگ، گربه، سوسک ،
مگس ،خزنده ،پرنده ،جونده،
جنبنده ،درنده و اينا هم ممنوع
!
5.هر کس هم که بياد اين تو و نظر
ندهد،الهي که اسب آبي... D:
6.ورود با جوراب
نشسته ممنوع
7.ورود آدم هاي
کم ظرفيت،بااااااا
ظرفيت و فاقد ظرفيت نيز ممنوع
!
8.نظر دادن بدون ذکر نام و ايميل ممنوع
!
9.ورود آدم هاي بداخلاق ممنوع
10.لطفا تقاضاي نسيه کردن
ممنوع !(چون نسيه خيلي وخخته که مرده)
11.دست کردن تو مماخ ممنوع !
12.کفشاتم در بيار بچه جان
D:
حتي شما دوست عزيز
(;;