تبليغاتX
:.... Take it EZ ....:
88/04/26
+ نوشته شده در 0 AM توسط : SeVeDeHe.
88/04/24

معبد خداوند فقط به روی دلی شاد و آواز خوان و رقصان باز است .

دل گرفته را به این معبد راهی نیست...

پس ، از اندوه اجتناب کن .

دل خود را از همه رنگ ها سرشار کن

درخشان و رنگارنگ مثل یک طاووس و برای این { دلشادی و آواز و رقص } به دنبال دلیلی نباش .

کسی که برای شادی دلیلی می جوید ، شاد نخواهد بود .

{چون شاخ تر به رقص آ } و نغمه ساز کن

نه برای دیگران ،

نه به خاطر چیزی ،

برقص ، فقط به خاطر رقص ؛

بخوان ، فقط برای خواندن ؛

آن گاه سرتا پای زندگی ات ملکوتی می شود ،

و فقط در این حالت است که همه چیز رنگ نیایش به خود می گیرد .

این گونه زیستن ، آزاد بودن است...

 

"اوشو"

+ نوشته شده در 11 AM توسط : SeVeDeHe.
88/04/07

 

مست خواب بودم ، از خوابم لذت می بردم...

که ناگهان...

تلویزیون روشن شد ، صداش هم زیاد شد...

black eyed peas بود ، آخه دوسش داشت...

نمی دونست

نمی دونست

نمی دونست خوابمُ که کوفتم شد...

نمی دونست

نمی دونست

نمی دونست سرمُ که درد گرفت...

نمی دونست

نمی دونست...

 

 

پ.ن :

در عوض...

شب مجبول شد که  گ ش ن ه  بخوابه...

 

ب ی چ ا ل ه  اون!

 

+ نوشته شده در 4 PM توسط : SeVeDeHe.
88/04/02
گفتم ببینمش مگر درد اشتیاق کوتاه تر شود...

 

بدیدمشُ مشتاق تر شدم...

 

 

 

پ.ن: دوسش داشتم اینو !

+ نوشته شده در 3 PM توسط : SeVeDeHe.
88/04/01
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل ، که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم ...

+ نوشته شده در 1 PM توسط : SeVeDeHe.